بسم الله الرحمن الرحيم
پاسخ به شبهات: شهادت حضرت زهراء سلام الله عليها
پنجشنبه : دوم خرداد سال 87
استاد حسيني قزويني
بحث امروز ما در رابطه با صحبتهايي است كه در نماز جمعه أهل سنت سيستان و بلوچستان انجام گرفت. هم به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و هم به آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) جسارت كرد. گرچه اين جسارتها سابقه دارد و هدف اين افراد اين است كه عواطف و احساسات جوانان شيعه را تحريك كنند و اختلاف بين شيعه و سني بياندازند و به مقاصد شوم استكبار جهاني كمك كنند. وگرنه اينها خيلي روشن ميدانند كه مسئله شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و حقانيت اميرالمؤمنين (عليه السلام)، چه در كتب شيعه و چه در كتب أهل سنت، به وفور آمده است. در نماز جمعه گذشته (27/02/1387)، مولوي عبدالمجيد اسماعيل زهي، برادر زن مولوي عبد الحميد، اين مسئله را بيان كرد. ايشان در نماز جمعه گفتند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) 4 دختر داشت به نامهاي زينب و رقيه و ام كلثوم و فاطمه. بعد به چند نكته اشاره كرد:
نكته اول: پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را به يك فقير به تمام معنا داد. اين يك نوع تعريضي است به ساحت مقدس اميرالمؤمنين (عليه السلام) كه مثلا ديگران ثروتمند بودند و علي (عليه السلام) فقير به تمام معنا.
نكته دوم، اين صحبتهايي كه در مورد حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مطرح است، دروغ محض است و هدف آنها تخريب ابوبكر و عمر نيست، بلكه ميخواهند شخصيت علي (عليه السلام) را تخريب كنند. علي (عليه السلام) كه شير خدا و اسد الله الغالب بود و درب خيبر را به يك دست بلند كرد، چگونه حاضر ميشود ببيند حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را جلوي چشمش مضروب كنند.
يعني با اين وضع، ميخواهد اثبات كند كه قضيه كتك خوردن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، بي كفايتي علي (عليه السلام) را نسبت به همسرش نشان ميدهد.
نكته سوم، اينكه ميگويند قبر حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) نا مشخص است، مگر قبر حضرت عايشه و سه دختر ديگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مشخص است. ميگويند حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را شبانه دفن كردند. خوب اين بخاطر وصيت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) به اسماء بنت عميس، خانم ابوبكر بود كه نميخواست اندازه جسدش را نامحرم ببيند.
نكته چهارم، علت مرگ و وفات حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، غصه از دست دادن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بود. بطوري كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) چون خيلي وابسته بود به رسول خدا، همانروز وفات بايد ميمرد؛ اما چند ماه دوام آورد و به گفته صحابه و راويان، هر روز در غم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ذوب ميشد تا وفات كرد.
چقدر تعبير وقيحانه و بيادبانه دارد!!!
من قبل از ورود به پاسخ، اين را عرض كنم كه ما، در كشور، با برادران أهل سنت مشكلي نداريم، مثل أهل سنت استان كرمانشاه، كردستان، اروميه، گلستان، هرمزگان. حتي در خود استان سيستان و بلوچستان، 95% أهل سنت با نظام هماهنگ هستند و در تمام برنامهها مثل راهپيمائي و انتخابات و غيره، دوشادوش برادران شيعه، در اين 30 سال حركت كردهاند. عمده مشكل ما با حدود 5% أهل سنت زاهدان است كه اينها در دامن وهابيت سقوط كردهاند و پل ارتباطي ميان خود و عربستان ايجاد كردهاند و آنچه كه در آنجا انجام ميدهند، با راهنمائيهاي عربستان، پول عربستان و پاكستان و امارات متحده است. مشكل ما با اين 5% است كه درهمايشهايشان، سي دي صدام شهيد و قهرمان را توزيع ميكنند. سي دي بن لادن قهرمان را توزيع ميكنند. از بزرگان وهابي عربستان دعوت ميكنند تا در همايش و سخنراني خود، شيعه را مشرك معرفي ميكنند و به 400 ميليون شيعه جهان، توهين ميكنند. در سايتهاي خود كتابهاي وهابيهاي متشتت را ميگذارند. رساله ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب و بن جبرين و غيره را ميگذارند. ما مشكل اصليمان، با تعداي انگشت شمار أهل سنت، آن هم اگر خيلي مبالغه كنيم، در حد 5% است.
اين عبارتي را كه ايشان مطرح كرد، چند سال قبل هم يكي از همين مولويهاي مزدور در مجله نداي اسلام، سال اول، شماره 3، پائيز 1379 كه مجله مشهور أهل سنت سيستان و بلوچستان است، تحت عنوان «افسانه شهادت» مطرح كرد.
اهانت به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و جسارت به ساحت مقدس آن بانو را كه قرآن شهادت به طهارتش داده، كه خود صحيح بخاري و صحيح مسلم دارند كه آيه 33 سوره احزاب:
إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (أحزاب/33)
در حق علي (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) وارد شده است؛ اما ابن تيميه، بزرگ نظريه پرداز وهابيت، در كتاب منهاج السنه، ج4، ص245، با كمال وقاحت ميگويد:
و فيها شعبة من النفاق.
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) يك شعبهاي از نفاق است.
و بعد آياتي از قرآن را مطرح ميكند، بطوريكه برخي از بزرگان أهل سنت، نسبت به ابن تيميه عكس العمل خيلي تندي نشان دادند و او را متهم به ناصبي بودن و منافق بودن كردند.
شما ببينيد مثلا محمد زكي الدين ابراهيم كه از علماي الأزهر مصر است، ميگويد:
ابن تيميه وقاحت را به جايي برده است كه:
وسمها بالنفاق، مع أن ابن تيمية انحرافات شتي، فلعل من اوقحها هذا الإنحراف اللعين.
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را متهم به نفاق كرده است، با اينكه ابن تيميه انحرافات متعدد دارد، شايد يكي از وقيحترين انحرافات ابن تيميه، همين جسارت به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) است.
كلمة الرائد، ج2، ص546
همچنين جناب حسن سقاف، از علماي طراز اول أهل سنت اردن كه كتابهاي متعددي در نقد ابن تيميه نوشته و نسبت به اين قضيه، عكس العمل خيلي تند و شنيدني دارد و ميگويد:
و ابن تيمية يحتج كثير من الناس بكلامه و يسميه بعضهم شيخ الإسلام و هو ناصبي عدو لعلي كرم الله وجهه، و اتهم فاطمة عليها السلام بأن فيها شعبة من النفاق، و كان مع ذلك مشبها، إلى بدع أخرى كانت فيه.
ابن تيميه كه بسياري از مردم به كلام او احتجاج ميكنند و بعضي او را شيخ الاسلام مينامند، او ناصبي است و دشمن علي (عليه السلام)، و متهم كرده حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را كه در او شعبهاي از نفاق است.
التنبيه و الرد، ص7
اين آقاي اسماعيل زهي، كه اينطور جسورانه از تريبون نماز جمعه كه يك تريبون حكومتي است و با اجازه ولي فقيه و نماينده مقام معظم رهبري مشروعيت دارند و مجازند از اين تريبون استفاده كنند، قبل از ايشان، همكارش مولوي عبدالعزيز نعماني قضيه افسانه شهادت را مطرح كرد و بزرگان جواب دادند و قبل از اينها، بنيانگذار جسارت به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، ابن تيميه، تئورسين وهابيت بوده است.
جواب ما نسبت به اين مولوي، همان جوابي است كه فقيه جهان تشيع، حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني (رضوان الله تعالي عليه) دادند و ايشان عاشق و شيفته حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بود. ايشان در جواب مولوي عبدالعزيز نعماني كه در مجله نداي اسلام، سال اول، شماره 3، قضيه شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را افسانه خواندند، اين جواب را دادند:
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآَخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا (أحزاب/57)
مقام شامخ آن بزرگوار (حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)) از افق افكار محدود و نارساي ما بيرون و دست انديشه و فكر ما از پي بردن به آن كوتاه است. اولين شهيد راه پر افتخار امامت و ولايت بود. ائمه معصومين (عليهم السلام) عموما، به فرزندي ايشان افتخار ميكردند. آري بايد اعتراف كنيم كه مع الأسف بعد از گذشت 1400 سال، آن گوهر بي نظير را نشناختهايم و از آن تأسف آورتر آنكه، جهل و ناداني و چه بسا هواي نفساني و فريب افكار به ظاهر جديد خوردن، سبب آن گرديده كه برخي كوردلان، مقامات آن حضرت را مورد ترديد قرار دهند. مدتي است مطالبي عاري از حقيقت و كاشف از عناد و لجاج در مورد ايشان گفته يا نوشته ميشود. يعني اين قضيه انكار شهادت حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها)، يك مطلب برخاسته از عنان اينان با أهل بيت (عليهم السلام) است. لجاجت ايشان با أهل بيت (عليهم السلام) است كه اين وجدان هر منصف و علاقمند به حقيقت را جريحه دار ميسازد. صحيح است كه مسئله وحدت مورد تأكيد معمار بزرگ انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني (قدس سره) بود؛ اما مقصود آن حضرت اين نبود كه شيعه از مباني اعتقادي متقن و محكم خويش درست بردارد و شاهد كذب و دروغ، حتي نسبت به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) باشد.
محمد فاضل، 18/05/1381
همچنين در ايام فاطميه 1382:
در اينجا تذكر مجدد اين نكته را لازم مي دانم كه تعظيم اين ايام و بپا داشتن مجالس عزا و مصيبت، از سيره مسلم و عملي امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) بود و اين امر ارتباطي به قضيه وحدت ندارد. مسئله وحدتي كه امام بزرگوار و آيت الله بروجردي (قدس سرهما) بر آن تأكيد داشتند، نه براي آن بود كه شيعه نسبت به اعتقادات مسلمه خود سكوت كند يا آن را ناديده بگيرد؛ بلكه مقصود، وحدت تمامي مسلمين در برابر استكبار جهاني است كه داعيه قدرت منحصره دارد و با الهام از صهيونيزم، در فكر فروپاشيدن مباني متقن اسلام است. اينك بر عموم شيعيان است كه روز سوم جمادي الثاني را كه از طرف دولت جمهوري اسلامي تعطيل رسمي است، مراسم و محافل عزا اقامه نموده و با دستهجات، عزادار در كوچهها و خيابانها ظاهر شوند تا گوشهاي از حق آن شهيد را اداء كرده باشيم.
همچنين اگر به سايت ايشان مراجعه كرده باشيد، در بيانيههايي كه به مناسبت ايام فاطميه در سالهاي مختلف آوردهاند، هم به اين ياوه سرائيهايي كه بعضي، شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را زير سؤال ميبرند و افسانه ميدانند پاسخ داده و هم توصيه ميكند كه مراسم عزاداري حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هر چه با شكوهتر با آمدن عزاداران به كوچه و خيابانها با عزاداري و سينه زني، و هم اينكه اين قضيه، سيره عملي امام راحل (ره) بود و ارتباطي به وحدت ندارد و مضر به وحدت نيست و معناي وحدت اين نيست كه ما بيائيم نسبت به عقائد متقن و محكم اسلامي سكوت كنيم يا به تعبيرعلامه شهيد مطهري (رضوان الله تعالي عليه) در كتاب امات و رهبري، ص21 كه ميگويد:
ما مسئله وحدت را از ضروريات اسلامي ميدانيم، ولي معناي وحدت اين نيست كه ما از اصول شيعه دست برداريم. ما كه شيعه هستيم، افتخار پيروي أهل بيت (عليهم السلام) را داريم، حاضر نيستيم براي وحدت، يك مستحب و مكروه كوچك را مصالحه كنيم.
منشور وحدت ما اين است و كسي غير از اين را بگويد و بخواهد اصول مسلمه اسلامي و عقائد محكم شيعه را بخاطر وحدت تاراج كند، اين هم مخالف سيره حضرت امام خميني (ره) و مخالف بيانات مراجع عظام تقليد و مخالف نظر شهيد مطهري است كه امام خميني (ره) فرمود كليه آثار او بدون استثناء مفيد است، ميباشد.
نكته بعدي اينكه، ايشان آمده نسبت به قضيه ازدواج حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، با طعنه گفته: با علي (عليه السلام) كه يك فقير به تمام معنا است، ازدواج كرده است.
ظاهر قضيه اين است كه افرادي ثروتمند بودند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را به آنها نداد و به علي (عليه السلام) داد كه هيچ چيزي نداشت.
ايشان آمده فقر اميرالمؤمنين (عليه السلام) را زير سؤال برده و اين مخالف قطعيات اسلام در قرآن است:
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ (حجرات/13)
گراميترين افراد نزد خدا را با تقواترين مردم ميداند نه پولدارترين و ثروتمندترين را.
ثانيا در رواياتي كه خود أهل سنت آوردهاند، قضيه ازدواج حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) به دنبال وحي خدا بوده و اين ازدواج در روز الست، قبل از خلقت زمين و زمان، به امر الهي پيوند خورده است:
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) وارد محضر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ميشود. حضرت چشمش به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ميافتد و ميفرمايد:
فقال: يا حبيبتي! أما علمت أن الله عز وجل اطلع إلى الأرض اطلاعه فاختار منها أباك فبعثه برسالته؛ ثم اطلع إلى الأرض اطلاعته فاختار منها بعلك؛ و أوحى إلى أن أنكحك إياه يا فاطمة و ... أنا خاتم النبيين وأكرم النبيين على الله و أحب المخلوقين إلى الله عز و جل و أنا أبوك و وصيي خير الأوصياء و أحبهم إلى الله و هو بعلك.
اي حبيبه من! آيا نميداني كه خداوند بر سراسر گيتي نظر افكند و از ميان تمام خلائق پدرت را برگزيد و او را براي رسالت انتخاب كرد. سپس نگاه ديگري به خلائق انداخت و شوهر تو علي (عليه السلام) را انتخاب كرد. به من وحي كرد كه تو را به عقد و ازدواج علي (عليه السلام) در بياورم. من خاتم انبياء و گراميترين انبياء و مخلوقين هستم نزد خدا و وصي من بهترين اوصياء است و محبوبترين انسانها نزد خداست كه همسر تو است.
معجم اوسط طبراني، ج6، 327 - معجم كبير طبراني، ج3، ص57 - تاريخ دمشق، ج42، ص130 - مجمع الزوائد، ج9، ص165 - ذخائر العقبي، ص136 - كفاية الأثر، ص63
*** چند سال پيش كه به مكه ميرفتيم، وقتي وارد مدينه شديم و وسائل را با آسانسور بالا ميبرديم، يك نفر از هم كاروانيهاي ما شعري ميخواند كه هر وقت يادم ميآيد منقلب ميشوم. اين شعر زمزمه ما بود در كنار حرم رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم):
گمگشته محبت ما در مدينه است سعي و صفا بهانه، صفا در مدينه است
گر در مدينه هست قبر حبيب و حبيبهاش بيت خدا به مكه، خدا در مدينه است
يعني اگر ميخواهي خدا را صدا بزني و حاجت بخواهي، در كنار قبر حبيب و حبيبه خدا، خدا را صدا بزن. ***
در روايت ديگر، بعد از ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، عدهاي ناراحت و پژمرده و پَكَر بودند و شروع كردند عليه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) تبليغ كردن. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دخترش را به فلاني و فلاني و ... نداد، ولي به علي (عليه السلام) داد. به قول اين مزدور استكبار جهاني، به شخص به تمام معنا فقير داد. به قدري اين شايعه در اين قضيه اوج گرفت كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) متأثر شد و آمد بالاي منبر خطبه خواند و فرمود:
ما انا زوجته و لكن الله زوجه.
اي كساني كه در رابطه با تزويج حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) به علي (عليه السلام) خرده گيري ميكنيد و نق ميزنيد، بدانيد كه خدا حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را به عقد علي (عليه السلام) در آورد نه من.
تاريخ دمشق، ج42، 126 - تاريخ يعقوبي، ج2، ص41
نكته بعدي:
بنده قصد اهانت نداريم و اهانت به أهل سنت را گناه نابخشودني ميدانيم. ولي اهانت به أهل سنت يك چيز است و نقل حقائق تاريخي يك چيز ديگر. اين از روشنگري و از واجبات عصر است كه جوانان شيعه و سني بدانند كه در تاريخ پنهان چه گذشته است و تلاش كردند تا اين حقائق را از مردم پنهان كنند.
اين آقا آمده نسبت به تزويج حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و علي (عليه السلام) اينگونه عقده گشائي ميكند. ما ميدانيم كه اينها از چه چيزي ميسوزند. در كتابهاي معتبرشان آمده كه:
إن أبابكر خطبها، فأعرض عنه صلى الله عليه و آله، ثم عمر فأعرض عنه، فخطبها علي فزوجها منه.
ابوبكر به خواستگاري حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) آمد و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) از او روي گرداند. عمر هم آمد براي خواستگاري حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) از او هم روي گرداند. سپس علي (عليه السلام) آمد براي خواستگاري و بلا فاصله حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را به او تزويج كرد.
اين روايات را حاكم نيشابوري نقل ميكند و ميگويد:
هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين.
مستدرك حاكم نيشابوري، ج2، ص168 - الصواعق المحرقه ابن حجر مكي، ص126 - سنن نسائي، ج6، ص62 - صحيح ابن حبان، ج15، ص399
حتي در برخي از منابع آمده كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به خواستگاري علي (عليه السلام) رفت براي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها):
خطب أبوبكر و عمر رضي الله عنهما فاطمة رضي الله عنها، فقال النبي صلى الله عليه و سلم: هي لك يا علي.
ابوبكر و عمر، از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) خواستگاري كردند. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به علي (عليه السلام) گفت كه اي علي (عليه السلام)! حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) براي توست.
ميگويد: رجاله الثقات: روايت قابل خدشه نيست و راويانش ثقه هستند.
مجمع الزوائد هيثمي، ج9، ص204 - اسد الغابة ابن اثير جزري، ج1، ص381 - معجم كبير طبراني، ج4، ص34
با توجه به اين قضايا، وقتي ميبينيم كه آقاي مولوي اسماعيل زهي شهادت بخش، ازدواج حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را زير سؤال ميبرد، ميدانيم كه از كجا عقده دارد. ما نسبت به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ملاحظه نداريم. پدر ما هم كه از صلب او آمده، چنانچه كوچكترين بي احترامي به آن زهراء(سلام الله عليها) كند، به دهانش ميكوبيم تا چه رسد به مولوي. حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) خط قرمز ماست. تمام هستي خودمان را فدا ميكنيم اگر كسي وارد محدوده خط قرمز شود. نه رو دربايستي داريم و نه شبهه و نه تقيه.
نكته ديگر اينكه ايشان شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را تكذيب ميكند و آن را دروغ ميپندارد.
اگر اين را براي ما شيعيان ميگوييد كه دروغ محض است، شيعه در طول تاريخ، از زمان حيات اميرالمؤمنين (عليه السلام) تا زمان ما، ائمه (عليهم السلام) و فقهاي ما و بزرگان ما، متفق القول بودهاند كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) به شهادت رسيده است. يك نفر ما نداريم از علماي شيعه، جز تعدادي از اين وهابيت زدهها، كه بگويد حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) شهيد نشده است. مرحوم كليني (ره) روايت صحيح در كتاب كافي دارد آن هم از زبان آقا موسي بن جعفر (عليه السلام) مبني بر شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها):
إن فاطمة عليها السلام صديقة شهيدة.
كافي، ج1، ص458
عقيده شيعه همين است. امام كاظم (عليه السلام) ميفرمايد كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) شهيده است.

