تبليغاتX
شیعه می پرسدو...
شیعه می پرسدو...
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ
دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
نوادرالاثر فی علم عمر ...  

نوادرالاثر فی علم عمر

1

رای الخلیفه فی فاقد الماء

اخرج الامام مسلم فی صحیحه فی باب التیمم باربعه طرق عن عبدالرحمن بن ابزی :ان رجلا اتی عمر فقال : انی اجنبت فلم اجد ماء ؟ فقال عمر لاتصل فقال عمار : اما تذکر یا امیر المومنین ! اذ انا وانت فی سریه فاجنبتا فلم نجد ماء فاما فلم تصل ، واما انا فتمعکت فی التراب وصلیت ، فقال النبی (صل الله علیه وآله وصلم )  :انما کان یکفیک ان تضرب بیدیک الارض ثم تمسح بهما وجهک وکفیک ؟ فقال عمر : اتق الله یا عمار ! قال : ان شئت لم احدث به ؟

وفی لفظ : قال عمار : یاامیر المومنین ! ان شئت لما جعل الله علی من حقک ان لا احدث به احدا ؟ ولم یذکر

سنن ابی داود 1 ص 53 . سنن ابن ماجه 1 ص 200 .مسند احمد حنبل 4 ص265 سنن نسائی 1 ص 59،61 . سنن بیهقی 1 ص 209

صوره اخری :

کنا عند عمر فاتاه رجل فقال : یاامیر المومنین ! انما نمکث الشهرو الشهرین و لانجد الماء ؟ فقال عمر : اما انا فلم اکن لاصلی  حتی نجدالماء . فقال عمار : یا امیرالمومنین ! تذکر حیث کنا بمکان کذا ونحن نرعی الابل  فتعلم انا اجنبتا؟ قال : نعم  ، قال : فانی تمرغت فی التراب فاتیت النبی (صلی الله علیه وآله وسلم )  فحدثته فضحک وقال : کان الطیب کافیک وضرب بکفیه الارض ثم نفخ فیهما  ثم مسح بهما وجه  وبعض ذراعه  ؟  قال : اتق الله  یا عمار ،  قال : یا امیر المومنین ! ان شئت لم اذکرمعاعشت  اوماحییت : قال : کلا والله  ولکن نولیک  من ذالک ما تولیت .

مسند احمد 4 ص 319 سنن ابی داود 1 ص 53 سنن نسائی 1 ص 60

هذا منقول من الغدیر علامه امینی ج 6 ص 83 باب نوادرالاثر فی علم عمر

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ترجمه ی فارسی

 روایت اول که به صورت پرسش وپاسخ آورده شده

سؤال: نظر عمر بن خطاب درباره شخص جُنبى كه دسترسى به آب ندارد، چيست؟


جواب: امام مسلم در «صحيح»(1) خود در باب تيمّم به چهار طريق از عبد الرحمن بن أبزى نقل كرده است : شخصى پيش عمر آمد و گفت: من جنب شدم و آبى نيافتم، عمر گفت: نماز نخوان. عمّار گفت: اى امير مؤمنان به ياد ندارى كه من و تو در جنگى بوديم، جنب شديم و آبى نيافتيم و تو نماز نخواندى و من در خاك غلطيدم و نماز خواندم; آنگاه پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: همانا تو را كافى بود دو دستت را به زمين مى زدى و سپس بر آن پُف مى كردى و آنگاه با آن صورت و دو كفّت را مسح مى كردى. عمر گفت: اى عمّار از خدا بترس. عمّار گفت: اگر بخواهى ديگر اين حديث را نقل نمى كنم.
اين حديث را بخارى در «صحيح»(2) خود در باب
«المتيمّم هل ينفخ فيهما» [ آيا تيمّم كننده بايد پس از زدن دو دست به خاك در آن دو بدمد؟] و در ابواب پس از آن نقل كرده، ولى گويا جواب عمر كه گفت: «لاتصلّ» [نماز نخوان] و يا جمله «أمّا اَنا فلم أكن لاُصلّي»
[ اگر من بودم ، نماز نمى خواندم] را حذف كرده، غافل از اينكه در اين صورت كلام عمّار در ادامه حديث، بى ربط خواهد بود .
همين حديث را ذهبى به صورت ديگر در كتاب «تذكره» خود نقل كرده است(3).

امّا از كلمات عينى در «عمدة القاري»
(4) و ابن حجر در «فتح الباري»(5) معلوم مى شود اين دو جمله عمر(6) جزء حديث بوده است، و به همين جهت آن را ديدگاه وى در اين مسأله قرار داده اند ; عينى مى گويد :
در حديث آمده است : عمر براى جنب ، قائل به تيمّم نبود; زيرا عمّار به وى گفت: «امّا تو نماز نخواندى». و عمر آيه تيمّم(7) را مختصّ به حَدَث اصغر( مبطل وضو) مى دانسته و نتيجه اجتهادش اين بوده كه جنب تيمّم ندارد .
و ابن حجر مى گويد : اين ديدگاه از عمر مشهور است .(8)

 

1 ـ صحيح مسلم [ 355/1 ، ح 112 ] ، كتاب الحيض; مسند احمد 4 : 265 [5/329 ، ح 1786 ] .
2 ـ صحيح بخارى [ 129/1 ، ح 331 ] .
3 ـ تذكرة الحفّاظ 3 : 152 [ 951/3 شماره 897 ] .
4 ـ عمدة القاري 2 : 172 [18/4 ـ 19] .
5 ـ فتح الباري 1 : 352 [443/1] .
6 ـ يعنى سخن
عمر: «لاتصلّ» [نماز نخوان] ، و سخن او : «أمّا أنا فلم أكن لاُصلّي حتّى أجد الماء» [ امّامن اگر بودم نماز نمى خواندم تا آب پيدا كنم!] .
7 ـ سوره نساء آيه (43) : (يَـآ أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَتَقْرَبُواْ الصَّلاةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُواْ مَاتَقُولُونَ وَلاَجُنُباً إِلاَّ عَابِرِى سَبِيل حَتَّى تَغْتَسِلُواْ وَإِنْ كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَر أَوْ جَآءَ أَحَدٌ مِّنكُم مِّنَ ا لْغَآئِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَآءَ فَلَمْ تَجِدُواْ مَآءً فَتَيَمَّمُواْ صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوّاً غَفُوراً ).[ اى كسانى كه ايمان آورده ايد! در حال مستى به نماز نزديك نشويد، تا بدانيد چه مى گوييد! و همچنين هنگامى كه جنب هستيد ـ مگر اينكه مسافر باشيد- تا غسل كنيد. و اگر بيماريد، يا مسافر، و يا «قضاى حاجت» كرده ايد، و يا با زنان آميزش جنسى داشته ايد، و در اين حال، آب (براى وضو يا غسل) نيافتيد، با خاك پاكى تيمّم كنيد! (به اين طريق كه) صورتها و دستهايتان را با آن مسح نماييد. خداوند، بخشنده و آمرزنده است] .
8 ـ شفيعى شاهرودى، گزيده اى جامع از الغدير، ص 512.

 منبع : سایت حضرت آیت الله مکارم شیرازی (دامت برکاته )